از چشمانت
كتابي سروده بودم
پر خريدار
ديري است ناياب شده است

نوشته شده توسط کمال در شنبه بیست و نهم آبان ۱۳۸۹
|

از آن به دیر مغانم عزیز میدارند
که آتشی که نمیرد
همیشه در دل ماست

نوشته شده توسط کمال در جمعه بیست و هشتم آبان ۱۳۸۹
|

کجاست قیصر شعر ایران
که باز هم برایمان بنویسدکه
"از تمام رمز و راز های ع ش ق
جز همین سه حرف چیزی سرم نمیشود...
ولی...راستی....دلم که میشود

نوشته شده توسط کمال در جمعه بیست و هشتم آبان ۱۳۸۹
|

در آسمان خالی دستانم
ستاره ای بگذار
به رسم باب الحوائج بودنت
یا عباس

نوشته شده توسط کمال در چهارشنبه بیست و ششم آبان ۱۳۸۹
|
گوش کن نجوای ستاره ها را
بی انصاف ها دارند تلاطم آسمان چشمانت را
به رخ دلتنگی های من می کشند

نوشته شده توسط کمال در چهارشنبه بیست و ششم آبان ۱۳۸۹
|

قربان عید سر سپردگی و بندگی مبارک

نوشته شده توسط کمال در سه شنبه بیست و پنجم آبان ۱۳۸۹
|
پر کن پیاله را
کاین جام آتشین
دیریست ره به حال خرابم نمی برد

نوشته شده توسط کمال در یکشنبه بیست و سوم آبان ۱۳۸۹
|

لیلی زیر درخت انار نشست
و
درخت انار عاشق شد

نوشته شده توسط کمال در یکشنبه بیست و سوم آبان ۱۳۸۹
|
بیراهه هم برای خودش راهی ست
اگر قرار باشد
مرا به تو برساند...!

نوشته شده توسط کمال در یکشنبه بیست و سوم آبان ۱۳۸۹
|
باران میبارد
و من در ایستگاه
ایستاده پیر میشوم
بیآنکه بدانم سالهاست
هیچ قطاری اینجا توقف نمیکند-کاظمی

نوشته شده توسط کمال در شنبه بیست و دوم آبان ۱۳۸۹
|

برای دیدن تو
باید
دم ستارهها را دید-کاظمی

نوشته شده توسط کمال در شنبه بیست و دوم آبان ۱۳۸۹
|