خوشا به حال شاعران نظرکرده‌ای

 

که بیت اول شعرشان

 

هدیه‌ی خدایان است


 

نوشته شده توسط کمال در شنبه چهاردهم اسفند ۱۳۸۹ |
 

بوی رؤیا می دهد

 

چشمانت را می گویم

 

پلک نزن

 

خواب مرا می شکنی (صادقی)

 

 

نوشته شده توسط کمال در شنبه چهاردهم اسفند ۱۳۸۹ |
 

 

استکان‌های خالی را که نگاه می‌کنم

 

گلویم

 

به خاطر چای‌هایی که با تو نخورده‌ام

 

چقدر می‌سوزد. . .(فریاد)

 

 

نوشته شده توسط کمال در جمعه سیزدهم اسفند ۱۳۸۹ |
 

سیب یا گندم؟

 

همیشه بهانه‌ای هست.

 

شکوفه‌ی بادام

 

غم چشم‌هات

 

خندیدن انار

 

و این‌ همه بهانه کافیست

 

که باز خوانده شوم

 

به آغوش تو(عباس معروفی)


 

نوشته شده توسط کمال در جمعه سیزدهم اسفند ۱۳۸۹ |